استراتژی اقیانوس آبی (Blue Ocean Strategy) در برابر استراتژی اقیانوس قرمز (Red Ocean Strategy)قرار گرفته است. ما در استراتژی اقیانوس آبی فضایی بصورت نامحدود برای بازار ایجاد می کنیم و رقابت در این بازار را غیر مرتبط می سازیم ، این در حالی است که در استراتژی های اقیانوس قرمز ، رقابت در فضای بازار موجود را حکایت می کند. در اقیانوس قرمز همه می خواهند برنده بشوند و از تقاضاهای موجود در بازار بهره میگیرند.

رویکردی که ما در استراتژی اقیانوس آبی برای شرکت و سازمانمان اتخاذ می کنیم ، پاسخ دادن به تقاضاهایی است که به آن بصورت مناسب و یا اصلاً پاسخ داده نشده است که با پاسخ به این تقاضاها ، تقاضاهای جدیدتری ایجاد می شوند و می توانیم مثل یک ماهی در همه جای این اقیانوس شنا کنیم و مسیر شنا را برای دیگران نیز فراهم بیاوریم.

با این نگرش پی به این موضوع می بریم که کارآفرینان همیشه از اقیانوس آبی حرکت می کنند و ارزش های آفریده شده خود را در این اقیانوس به ارمغان می آورند. اما این  یک موفقیت بزرگ نیست !

اقیانوس آبی درست است که بسیار بزرگ است ، اما کافیست بخشی از اقیانوس توسط کارآفرین با ارزش شود ، اینجاست که بوی غذا به مشام کوسه ها می رسد و رفته رفته آن بخش از اقیانوس آبی ، قرمز می شود و بازار رقابت داغ می شود. کارآفرین در این شرایط ۲ راه دارد ، یا بماند و از ارزش آفرینی اش دفاع کند و یا پر بزند و به سمت آبی تر برود ، از اینجا مشخصه کارآفرینی که سدشکنی است بروز پیدا می کند و او پیروز میدان است چرا که با دانش و مهارت به سمت فضای مورد نیاز خود حرکت می کند.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *